عماد الدين حسن بن علي الطبري
219
مناقب الطاهرين ( فارسي )
بودند . بر مسلمانان غلبه كردند . گويند كه آن روز سيصد مرد مانده بودند و باقى به هزيمت شدند . و اكثر روايت كردهاند كه با رسول ( ص ) ده كس مانده بودند ؛ نه از بنى هاشم ، و يكى انصارى ايمن بن امّ ايمن ، و او نيز شهيد شد و آن نه مرد ملازمت كردند تا آنگه كه جماعت با نزديك رسول ( صلعم ) آمدند . و از آن نهگانه يكى امير المؤمنين عليه السّلام بود و عبّاس و ابنه فضل بر چپش بود و ابو سفيان بن الحارث بن عبد المطّلب از پس پشت و نوفل بن الحارث و ربيعة بن الحارث و عبد اللّه بن الزبير بن عبد المطّلب و عتبة بن ابى لهب . اين نه مرد پيرامون رسول ( صلعم ) بودند گرد وى درآمده و باقى گريخته . و على عليه السّلام در پيش رسول ( صلعم ) دفع خصم مىكرد . عبّاس بن عبد المطّلب گويد : نصرنا رسول اللّه فى الحرب تسعة * و قد فرّ من قد فرّ منه فاقشعوا گويند كه : عبّاس روزى در مكّه آوازى كرد كه از هيبت آواز وى زنى وضع حملش واقع شد . گويند : رسول ( صلعم ) عبّاس را گفت : يا عم ، آوازى ده تا رفتگان بازآيند . عبّاس آواز برآورد و گفت : يا اهل بيعة الشّجرة ! يا اصحاب سورة البقرة ، الى اين تفرّون ؟ ! اذكروا العهد الّذى عاهدتم . و گويند كه اين هزيمت به شب بود . رسول ( ص ) در ميان وادى بود و مشركان از شعاب وادى كمين گشاده بودند به تيغ و نيزه و عمود و به دنبال مسلمانان در نهادند و مىزدند و مىكشتند و مىافكندند . رسول ( ص ) در آن شب تاريك به نيمه روى بازنگريد ، چندان نور از روى مبارك آن حضرت بتافت . كه همهء وادى روشن شد - كه پندارى كه ماه بدر به در آمده - و به آواز بلند گفت : اين ما عاهدتم اللّه عليه ؟ ! حق تعالى آواز آن حضرت به گوش خلق رسانيد . هر جا كه گريخته بودند روى با رسول ( صلعم ) نهادند .